هدف این است که شرحی روشن و ساده از برخی کلمات کلیدی در ایمان مسیحی ارائه دهیم تا به شما در خواندن و درک عمیقتر انجیل کمک کند. این کلمات کلید شناخت عیسی مسیح و معنای رابطه با خدا هستند.
۱. فیض (Grace)
- تعریف ساده:
فیض، عطیه رایگان و بیشائبه خداوند به انسان است. این فیض، سرشار از محبت و وجود اوست که نه به دلیل شایستگی ما یا تلاش ما برای کسب آن، بلکه به دلیل نیکویی و محبت او به ما داده میشود. فیض، دست محبت خداوند است که پیش از آنکه از او بخواهیم یا نیاز خود را درک کنیم، به سوی ما دراز شده و شامل بخشش، غفران و قدرت است. - مثال گویا:
تصور کنید کودکی خردسال، گلدان گرانبهایی را در خانه میشکند. او میداند که اشتباه کرده و از تنبیه میترسد. اما پدرش به جای خشمگین شدن، او را در آغوش میگیرد و میگوید: «من با وجود شکستن گلدان، تو را دوست دارم. بیا با هم اینجا را تمیز کنیم.» این محبت و بخشش بیشائبه که کودک آن را نخواسته بود، تصویری کوچک از فیض است. - در انجیل:
فیض در شخص خود عیسی مسیح تجسم یافته است. خداوند نجات، غفران و حیات ابدی را «رایگان» به عنوان فیض به ما ارائه میدهد، نه به عنوان پاداش اعمال نیک ما. پولس رسول این را چنین بیان میکند: «زیرا که شما به فیض، به واسطهٔ ایمان، نجات یافتهاید و این از خود شما نیست، بلکه عطای خداست. و از اعمال نیست تا کسی فخر نکند.» (افسسیان ۲: ۸-۹). پس اعمال نیک، نتیجه و ثمره فیض در زندگی ماست، نه شرط دریافت آن. - توضیح برای خواننده مسلمان:
در حالی که اسلام بر رحمت گسترده خداوند تأکید دارد، مسیحیان مفهوم فیض را در کانون رابطه با خدا قرار میدهند. فیض تأکید میکند که رضایت و محبت خداوند را میتوان به عنوان هدیهای رایگان تجربه کرد که پیش از هر تلاش بشری است و انسان را از ترس و نگرانی دائمی برای پذیرفته شدن اعمالش آزاد میسازد تا در محبت و عمل شاکرانه زندگی کند.
۲. توجیه (Justification)
- تعریف ساده:
توجیه، عملی قانونی و اخلاقی از جانب خداوند است که در آن اعلام میکند گناهکاری که به عیسی مسیح ایمان دارد، اکنون نزد او «پارسا» یا «مقبول» است. گویی خداوند سوابق گناهان ما را پاک کرده و «جامۀ» پارسایی مسیح را بر ما میپوشاند. توجیه به این معنا نیست که ما در رفتار روزمرۀ خود کاملاً بیگناه شدهایم، بلکه به این معناست که خداوند، به فیض خود، ما را به دلیل اتحادمان با مسیح، پارسا میشمارد. این تغییری در وضعیت ما نزد خداوند است. - مثال گویا:
تصور کنید فردی به جرمی متهم شده، محکوم گردیده و بدهی عظیمی دارد که قادر به پرداخت آن نیست. ناگهان، فردی ثروتمند و نیکوکار میآید و تمام بدهی او را میپردازد. سپس قاضی اعلام میکند که متهم «بیگناه» و آزاد است. این اعلام قانونی بیگناهی به این معنا نیست که متهم جرم را مرتکب نشده، بلکه به این معناست که شخص دیگری (مسیح) مجازات را تحمل کرده و بهای آن را پرداخته است. این همان توجیه است. - در انجیل:
«پس چون از ایمان، پارسا شمرده شدیم، با خدا از طریق خداوند ما عیسی مسیح، سلامتی داریم.» (رومیان ۵: ۱). توجیه، اساس سلامتی و رابطۀ نو با خداست. - توضیح برای خواننده مسلمان:
در اسلام، رضایت خداوند با ایمان و اعمال نیک مرتبط است و خداوند هر که را بخواهد میبخشد. در مسیحیت، توجیه، مبنایی قطعی برای این پذیرش ارائه میدهد. این صرفاً امید به بخشش نیست، بلکه اعلامی واضح از جانب خداوند است که وضعیت مؤمن نزد خدا به واسطۀ مسیح دگرگون شده و این، مبنایی استوار برای امید و آرامش درونی فراهم میآورد.
۳. فدیه (Redemption)
- تعریف ساده:
فدیه به معنای «خریدن و آزاد کردن» است. این اصطلاح به فرایندی اشاره دارد که در آن فردی، بهایی (که «فدیه» نامیده میشود) میپردازد تا فرد دیگری را از بردگی یا اسارت آزاد کند. در مسیحیت، پیروان آن معتقدند که بشر در بردگی گناه (به عنوان نیرویی درونی) و عواقب آن بود. عیسی مسیح آمد و جان خود را به عنوان «فدیه» پرداخت تا او را از این بردگی آزاد کرده و به سوی خدا بازگرداند. - مثال گویا:
تصور کنید جوانی اسیر شده و در بازار بردهفروشان فروخته شده است. او هیچ وسیلهای برای آزادی خود ندارد. پدر ثروتمندش به بازار میآید و بهای مورد نیاز (هرچند گران) را برای خرید آزادی او میپردازد. سپس به او میگوید: «تو آزاد هستی، با من به خانه بیا.» پدر فدیه را پرداخت و پسر فدیه شد (یعنی آزاد گردید). مسیحیان معتقدند که مسیح این کار را برای تمام بشریت انجام داد. - در انجیل:
خود عیسی میگوید: «زیرا که پسر انسان نیز نیامد تا خدمت کرده شود، بلکه تا خدمت کند و جان خود را در راه بسیاری به فدیه دهد.» (مرقس ۱۰: ۴۵). فدیۀ مسیح ما را از جزا و سلطۀ گناه آزاد کرده و حیات تازهای به عنوان فرزندان خدا به ما میبخشد. - توضیح برای خواننده مسلمان:
مفهوم فدیه با درک نجات در اسلام که بر استغفار و عمل تمرکز دارد، متفاوت است. مسیحیت ارائه میدهد که وضعیت انسان نیازمند مداخلهای ریشهای از جانب خداوند بوده است، که پرداخت بهای سنگینی (مرگ مسیح) برای آزادی اوست. این تصویری از عمق محبت خداوند و خطرات مشکل گناه ارائه میدهد که هیچ تلاش بشری قادر به حل آن نیست.
۴. تثلیث (Trinity)
- تعریف ساده:
تثلیث تلاشی است از سوی انسانها، با الهام از کتاب مقدس، برای توصیف حقیقت خداوند آنگونه که خود را آشکار کرده است. تعالیم مسیحی میگوید که خداوند در ذات خود (یعنی در وجود و الوهیتش) واحد است، اما در سه شخص (یا سه ذات شخصی) متمایز وجود دارد: پدر، پسر (عیسی مسیح) و روح القدس. آنها سه خدا نیستند، بلکه یک خدای واحد در سه شخص هستند. رابطۀ میان آنها، رابطۀ محبت ازلی و کامل است.
این عمیقترین و دشوارترین راز ایمان است که فراتر از منطق بشری است اما با آن در تضاد نیست. - مثال گویا (با هشدار در مورد محدودیت):
تمام مثالهای بشری بسیار ناقص هستند، اما به درک نزدیک کمک میکنند.- خورشید: خورشید واحد در آسمان، نور را بر ما میتاباند و گرما را به ما میدهد. نور، خود خورشید نیست و گرما نیز خورشید نیست، اما نمیتوان نور و گرما را از خورشید جدا کرد. این سه (خورشید، نور، گرما) با هم به عنوان یک واحد عمل میکنند، اما در درک ما متمایز هستند.
- انسان: کتاب مقدس میگوید خداوند انسان را به صورت خود آفرید. در انسان واحد، فکر (عقل)، کلمه (بیان) و روح (حیات) وجود دارد. فکر انسان، تمام انسان نیست و کلام بیان شدهاش، فکرش را بیان میکند و روحش به جسمش حیات میبخشد، اما همۀ اینها در وحدت درون شخص واحد عمل میکنند.
باز هم تأکید میشود: اینها فقط تشبیهات محدود بشری هستند، نه شرحی از حقیقت خداوند.
- در انجیل:
این تعلیم در یک کلمه نیامده است، بلکه از متون بسیاری استنتاج میشود، مانند:- تعمید عیسی: که در آن پدر از آسمان سخن میگوید و روح القدس به صورت کبوتری بر عیسی پسر فرود میآید (متی ۳: ۱۶-۱۷).
- فرمان عیسی به شاگردانش: «پس شما به جمیع امتها این را تعلیم دهید و ایشان را به نام پدر و پسر و روح القدس تعمید دهید.» (متی ۲۸: ۱۹). در اینجا هر سه شخص با هم تحت یک نام (به نام) ذکر شدهاند که به وحدت اشاره دارد.
- گفتار یوحنا دربارۀ مسیح: «در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه، خدا بود.» (یوحنا ۱: ۱). در اینجا بین «خدا» (پدر) و «کلمه» (پسر) تمایز قائل شده و تأکید میشود که هر دو خدا هستند.
- توضیح برای خواننده مسلمان:
این مفهومی است که بیشترین پرسش را برای مسلمانان ایجاد میکند، زیرا ظاهراً با توحید خالص در تضاد است. اما مسیحیان معتقدند که توحید در تثلیث، توحیدی برتر و عمیقتر از صرف توحید عددی است. این توحید تأکید میکند که خداوند نیرویی منزوی نیست، بلکه محبت در ذات خود است. محبت حقیقی در یک وجود منزوی وجود ندارد، بلکه نیازمند «دوستدار»، «محبوب» و «روح محبت» (پدر پسر را دوست دارد، پسر پدر را دوست دارد و روح القدس پیوند محبت است) میباشد. تثلیث اعلام میکند که محبت، جوهر وجود ازلی خداوند است.
خلاصه و توصیه هنگام مطالعه
این اصطلاحات صرفاً کلمات نیستند، بلکه لنزهایی برای درک شخصیت و عمل مسیح هستند. هنگام خواندن انجیل، به نحوۀ تجسم این معانی توسط عیسی توجه کنید:
- هر کلمهای که مسیح گفت و هر معجزهای که انجام داد، فیض جاری بود.
- مرگ او بر صلیب و رستاخیزش، فدیه بزرگ و توجیه برای هر کس که ایمان آورد، میباشد.
- و رابطۀ منحصر به فرد او با خدا به عنوان پسر و کلامش، همراه با فرستادن روح، راز تثلیث، راز خدای واحد سرشار از محبت را برای ما آشکار میسازد.
امیدواریم این شرح ساده، در سفر شما برای شناخت عیسی مسیح، آنگونه که در انجیل نوشته شده است، یاریگر شما باشد.
