آیا عیسی گفت: “من خدا هستم”؟
این یک سوال متداول است و اغلب به طور مستقیم پرسیده می شود:
آیا عیسی این جمله را به وضوح بیان کرد؟
برخی پاسخ می دهند: بله.
برخی می گویند: نه.
اما شاید قبل از اینکه به دنبال پاسخی سریع بگردیم، مفید باشد که یک سوال دیگر بپرسیم:
اگر عیسی می خواست خود را به مردم معرفی کند، آیا لازم بود از همان کلماتی که ما امروز استفاده می کنیم استفاده کند؟
نه لزوما.
زیرا کلمات را نمی توان خارج از بافت آنها درک کرد. مردم در زمان عیسی شیوه متفاوتی برای بیان خود داشتند، و برخی از عبارات معانی عمیقتری از آنچه در نگاه اول به نظر میرسید، داشتند.
بنابراین، به جای جستجوی یک جمله خاص، شاید بهتر است به کل تصویر نگاه کنید.
وقتی به آنچه عیسی درباره خود گفت توجه می کنیم، متوجه می شویم که او عباراتی را به کار برده است که اطرافیانش را وادار می کند متوقف شوند و فکر کنند. او از رابطه خود با خدا به شیوه ای غیرعادی صحبت کرد، نشان داد که او را به طور خاص می شناسد، و با مقامی صحبت کرد که برای کسانی که او را می شنیدند ناآشنا بود.
صحبت های او عادی نبود و این را واکنش مردم در آن زمان به خوبی نشان می دهد.
برخی تعجب کردند، برخی نفهمیدند، و برخی دیگر در سخنان او چیزی دیدند که آنقدر بزرگ است که او را به گونهای از خود میگفتند که به مقام خدا نزدیک میشود.
در اینجا یک نکته مهم آشکار می شود: گاهی اوقات معنای یک سخنرانی را از تأثیر آن بر کسانی که آن را شنیده اند می فهمیم.
اگر آنچه عیسی گفت عادی بود، باعث این همه بحث نمی شد.
ممکن است هنوز این سؤال باقی بماند: چرا او مستقیماً آن را نگفت، اگر منظور این بود؟
شاید به این دلیل که هدف او صرفاً اعلام جمله ای برای حفظ کردن نبود، بلکه بیشتر این بود که مردم را به درک عمیق تر هدایت کند. آنها را وادار به تفکر و رویارویی با سؤال خود کنند، نه اینکه به یک پاسخ آماده بسنده کنند.
عیسی برای معرفی خود به مردم تنها بر کلمات تکیه نکرد، بلکه به تمام زندگی خود متکی بود.
به خاطر اعمالش، به خاطر معجزاتش، به خاطر نحوه برخوردش با مردم، و به خاطر اقتداری که در هر حرف و عملش ظاهر می شد.
انگار تمام تصویر پیام بود.
بنابراین، مهم ترین سؤال ممکن است این نباشد که آیا او عبارت خاصی را گفته است یا خیر؟
بلکه: تمام زندگی او چه چیزی را در مورد او آشکار می کند؟
وقتی به عیسی، به تعلیم او، به عشق او، به جسارت او، به تأثیر او بر مردم نگاه می کنید… چه کسی را می بینید؟
آیا او را فقط یک پیامبر می بینید؟
یا معلم اخلاق؟
یا چیزی عمیق تر وجود دارد که شایسته تفکر جدی باشد؟
این سوال فقط یک بحث تئوریک نیست، بلکه یک سوال شخصی است.
و اگر صادقانه نگاه میکنید، شاید شروع در جنجال نباشد، بلکه در یک قدم آرام باشد:
بخواهیم حقیقت را آنگونه که هست ببینیم.
به سادگی بگویم:
“خداوندا… به من نشان بده که عیسی واقعا کیست.”
بعد جستجو می کنی، می خوانی و فکر می کنی… بدون عجله.
در پایان، ممکن است این سوال فقط این نباشد:
آیا عیسی گفت: «من خدا هستم»؟
بلکه:
واقعاً عیسی برای شما کیست؟
